چرا هر بار یک مکه زپرتی میرفتی، هی به من جای وصیتنامه ات را نشان می دادی؟ این چه باری بود که روی شانه های من میگذاشتی؟ مگر چند سال داشتم؟ چرا نگذاشتید من کودکی کنم؟ چرا هر رفتنی را برایم ناامنی برنگشتن و جا گذاشته شدن کردی؟ این چه مدل دوست داشتن بود مادر؟ می دانی من چقدر پاره شدم تا کمی دوست داشتن واقعی را حس کنم؟
دو ما دیگر می شود یازده سال که رفتی. این رفتنت اما، بلوف نبود.
برچسب: نویسنده: بردیا شمس تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 16:24